واژه جو

عنبر لرزان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عنبر لرزان . [ عَم ْ ب َ رِ ل َ ] (اِخ ) کنایه از گیسوی حضرت رسالت پناه (ص ). (از برهان قاطع) (از انجمن آرا) (از ناظم الاطباء). عنبر ارزان . رجوع به عنبر ارزان شود : بوی کز آن عنبر لرزان دهی گر به دو عالم دهی ارزان دهی . نظامی .

معنی عنبر لرزان | واژه جو