واژه جو

عمار خطمی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عمار خطمی . [ ع َم ْ ما رِ خ َ ] (اِخ ) ابن أوس بن خالدبن عبیدبن امیةبن عامربن خطمه ٔ انصاری خطمی . «ذهبی » نام او را عمار و «ابن حجر» آن را عمارة داند.رجوع به عماره ٔ انصاری (ابن أوس بن خالد...) شود.

معنی عمار خطمی | واژه جو