واژه جو

علی سدیدی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

علی سدیدی . [ ع َ ی ِ س َ ] (اِخ ) غوری (امیر...). وی به نیابت ملک غیاث الدین پیرعلی بر قلعه ٔ ترشیز (کاشمر) حکومت میکرد. و امیر تیمور گورکانی که در سال ٧٨٤ هَ . ق . بقصد تسخیر خراسان رفته بود وقتی به قلعه ٔ ترشیز رسید این قلعه را از امیر علی سدیدی غوری بصلح گرفت و بهادران ساکن آن را مورد لطف قرار داد. (از حبیب السیر چ خیام ج ٣ ص ٤٣٣).

معنی علی سدیدی | واژه جو