واژه جو

علی سالم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

علی سالم . [ ع َ سا ل ِ ] (اِخ ) علی محمد سالم بن سالم . وی در سال ١٣١٢ هَ . ق . در قید حیات بود و مدتی در جامع احمدی در طنطا بخدمت علم مشغول بود. او راست : ١- الانتقاد الادبی علی ستارات اشعار السید محمد القصبی التی وصفها فی کتابه المسمی بالعقد الذهبی . ٢- الانتقاد الادبی فی الرد علی الشیخ احمد الظواهری . (ازمعجم المؤلفین از معجم المطبوعات سرکیس ص ١٣٦٩).

معنی علی سالم | واژه جو