واژه جو

علی رشتی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

علی رشتی . [ ع َ ی ِ رَ ] (اِخ ) وی خطاط بود و شعر نیز می گفت .او در جوانی به اصفهان بیامد و در خط نستعلیق مهارت یافت و در آنجا مدح منوچهرخان بکرد. (از الذریعه ٔ آقابزرگ طهرانی ج ٩ ص ٧٥٦ بنقل از المدایح المعتمدیة).

معنی علی رشتی | واژه جو