واژه جو

علی دارکی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

علی دارکی . [ ع َ ی ِ رَ ] (اِخ ) (پهلوان ...) وی از طرف امیرمحمد مظفر، کوتوال سیرجان بود. و در سال ٧٤٥هَ . ق . امیر شیخ ابواسحاق اینجو پس از تسخیر شیرازبه قصد تسخیر کرمان به سیرجان رفت اما پهلوان علی دارکی در یکی از قلاع متحصن شد و امیرشیخ چون از تسخیرآنجا مأیوس گشت، اطراف آن شهر را غارت کرد و بطرف کرمان رفت . رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ٣ ص ٢٨٢ شود.

معنی علی دارکی | واژه جو