واژه جو

علی بالیچه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

علی بالیچه . [ ع َ ی ِ چ َ ] (اِخ ) (خواجه شمس الدین ...) از بزرگ زادگان سمنان، و مردی علم دوست و ادب پرور بوده او در سال ٨٤٥ هَ . ق . پس از عزل امیرعلی شقانی، به وزارت شاهرخ میرزای گورکانی فرزند امیرتیمور منصوب گشت و تا آخر ایام حیات میرزا شاهرخ به وزارت اشتغال داشت . (از دستورالوزراء خوندمیر ص ٣٦١).

معنی علی بالیچه | واژه جو