علف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عَ لَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- گیاه.<BR>۲- گیاه سبز، خوراک چهارپایان. ج. علوفه. ؛~ زیر پای کسی سبز شدن کنایه از: انتظار طولانی و بیهوده کشیدن. ؛~ خرس کنایه از: هرچیز مفت و بی ارزش.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عَ لَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- گیاه.<BR>۲- گیاه سبز، خوراک چهارپایان. ج. علوفه. ؛~ زیر پای کسی سبز شدن کنایه از: انتظار طولانی و بیهوده کشیدن. ؛~ خرس کنایه از: هرچیز مفت و بی ارزش.<br>