علف چر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. چَ) [ ع - فا. ]<BR>۱- (ص فا.) علف - خوار.<BR>۲- (اِ.) مقداری علف که جهت دستهای از ستور صرف شود.<BR>۳- مرتع.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. چَ) [ ع - فا. ] ۱- (ص فا.) علف - خوار. ۲- (اِ.) مقداری علف که جهت دستهای از ستور صرف شود. ۳- مرتع.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علف چر. [ ع َ ل َ چ َ ] (نف مرکب ) چرنده ٔ علف . گیاه خوار. علفخوار. ◄ (اِ مرکب ) مقدار علفی که برای یک دسته ستور صرف شود: علف چر مالهای ما روزی یک خروار است . ◄ مرتع.زمینی که برای چریدن گاو و گوسفند و جز آن رها کنند. زمین گیاهناک، چریدن گاو و گوسفند و امثال آنرا. - حق علف چر ؛ بهای چرانیدن علف زمین که به مالک آن دهند.
واژگان فارسی سره واژهدان
چراگاه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی