عقیم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقیم کردن . [ ع َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نازا کردن . سترون کردن . ◄ اخته کردن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ بی حاصل کردن . بی ثمر ساختن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ در اصطلاح پزشکی، عاری از میکرب ساختن . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به عقیم شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
نازا کردن، سترون کردن