واژه جو

عقیق آگین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عقیق آگین . [ ع َ ] (ص مرکب ) عقیق نشان . آکنده از عقیق : تا بدان وقتی که همچون گوی سیمین گشت سیب نار همچون حقه ٔ گرد عقیق آگین شود. فرخی .

معنی عقیق آگین | واژه جو