عقیدت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عَ دَ) [ ع. عقیدة ] (اِ.) باور، فکر، آن چه که انسان به آن باور دارد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عَ دَ) [ ع. عقیده ] (اِ.) باور، فکر، آن چه که انسان به آن باور دارد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عقیدت . [ ع َ دَ ] (ع اِ) عقیدة. عقیده . عقیده و پنداشتی .(ناظم الاطباء). آنچه انسان بدان اعتقاد و یقین دارد. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به عقیدة و عقیده شود : اگر بهتر نگریسته بود خبث عقیدت او... مشاهدت افتد. (کلیله و دمنه ). لاجرم به میامن این نیتهای نیکو و عقیدتهای صافی شعار پادشاهی ... جاوید و مخلد گشته است . (کلیله و دمنه ). و هر کجا که عقیدتها به مودت آراسته گشت اگر در مال و جان با یکدیگر مواسات رود... هنوز از وجوب آن قاصر باشد. (کلیله و دمنه ). سر نهادند پیش او بر خاک کآفرین بر چنان عقیدت پاک . نظامی .