واژه جو

عقب افتادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عقب افتادن . [ ع َ ق َ اُ دَ ] (مص مرکب ) پس ماندن : عقب افتادن از قافله . ◄ تأخیر کردن درادای چیزی : عقب افتادن مواجب . عقب افتادن مالیات .

واژگان فارسی سره واژه‌دان

دیر کردن، دیر کرد

معنی عقب افتادن | واژه جو