واژه جو

عقار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(عَ قّ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- درخت.<BR>۲- گیاهی که برای مداوا به کار رود.<BR>۳- مادة دارویی که به منظور معالجة مرضی تجویز گردد، دوا (مطلقاً)؛ ج. عقاقیر.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی عقار | واژه جو