واژه جو

عفیف

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

پاکدامن، باعفاف، آفتاب مهتاب ندیده، منزه، معصوم، بیگناه، پارسا، پرهیزگار، ممسک، معتدل فروتن، شریف، پرهیزگار محجوب، محجبه، ساده‌پوش طاهر، نزیه، تمیز، پاکیزه، پاک، سفید درست، راست، ناب، سره، صافی، بی‌آلایش، خالص، ساده باکره

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی عفیف | واژه جو