واژه جو

عفاص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عفاص . [ ع ِ ] (ع اِ) پوست پاره ای که سر خنور بدان بندند و خنور و جز آن از چرم باشد، یا از غیر آن که در آن نفقه نهند. (منتهی الارب ). وعاء و ظرفی که نفقه در آن باشد، از پوست یا از پارچه . (از اقرب الموارد). ◄ غلاف قاروره . (منتهی الارب ). غلاف قارورة و گویند آن پوستی است که قاروره را بدان سرپوش نهند، اما آنچه در دهانه ٔقاروره وارد می شود، صمام است . (از اقرب الموارد).

معنی عفاص | واژه جو