واژه جو

عشیان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عشیان . [ ع َش ْ ] (ع ص ) طعام شبانگاهی خورنده . (منتهی الارب ). آنکه عشاء و شام خورده است . (از اقرب الموارد).

عشیان . [ ع ُ ش َی ْ یا ] (ع اِمصغر) مصغر عَشی ّ. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). شام کوتاه . (ناظم الاطباء). رجوع به عَشی ّ شود.

معنی عشیان | واژه جو