واژه جو

عشوه ساز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عشوه ساز. [ ع ِش ْ وَ / وِ ] (نف مرکب ) عشوه سازنده .دلربا و دلفریب . (ناظم الاطباء). آنکه عشوه بکار برد. عشوه کار. عشوه زن . (فرهنگ فارسی معین ) : هفت و نه این صنم عشوه ساز عقل فریب آمد و برنانواز. امیرخسرو.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی عشوه ساز | واژه جو