واژه جو

عشورا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عشورا. [ ع َ ] (از ع، اِ) عشوراء. (از ناظم الاطباء). رجوع به عشوراء شود : به وقت طلوع صبح پنجشنبه روز عشورا بر دواتدار و ابن کنز زدند. (رشیدی ).

معنی عشورا | واژه جو