واژه جو

عشق رسانیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عشق رسانیدن . [ ع ِ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) سلام رسانیدن . (ناظم الاطباء). رجوع به عشق و عشق زدن و عشق گفتن شود.

معنی عشق رسانیدن | واژه جو