عزیمت کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- قصد کردن.<BR>۲- حرکت کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطحرکت کردن، رختبستن، رفتن، سفر کردن، عازمشدن، کوچ کردنواژه قبلی: عزیمتواژه بعدی: عساکر