واژه جو

عزلت گزین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عزلت گزین . [ ع ُ ل َ گ ُ ] (نف مرکب ) عزلت گزیننده . آنکه عزلت و تنهائی و گوشه نشینی و خلوت را دوست میدارد. (ناظم الاطباء). گوشه نشین . معتزل . منزوی . ◄ عابد و مرتاض . (آنندراج ). عزلت دوست . و رجوع به عزلت دوست شود.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی عزلت گزین | واژه جو