واژه جو

عزل شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عزل شدن . [ ع َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) معزول گشتن . جدا شدن . برکنار شدن از کار. پیاده شدن از عمل . از کار افتادن .

معنی عزل شدن | واژه جو