واژه جو

عزریا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عزریا. [ ] (اِخ ) عزریاهو (کسی که خداوند او را کمک میفرماید). وی نوه ٔ صادوق کاهن است که در ایام سلیمان کاهن اعظم بود. و بیست ودو تن دیگر بهمین نام در کتاب مقدس ذکر شده اند. (از قاموس کتاب مقدس ).

معنی عزریا | واژه جو