عز و چز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عز و چز. [ ع ِزْ زُ چ ِزز / چ ِ ] (اِ مرکب، از اتباع ) عز و جز. ظاهراً کلمه ٔ اول تلفظ شکسته ٔ عجز است، بمعنی لابه و زاری . لابه و تضرع و اظهار بیچارگی . (از فرهنگ عوام ). عجز و لابه کردن و از در التماس و درخواست و خواهش و تمنی درآمدن . ظاهراً کلمه ٔ اول صورت تحریف شده ٔ عجز، و دومی از توابع آن است . این ترکیب را گاه به صورت عیز و چیز نیز بکار برند. (از فرهنگ لغات عامیانه ). - عز و چز کردن ؛ زاریدن . موییدن .از در التماس و خواهش برآمدن .