عریفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عریفی . [ ع َ ] (حامص ) شغل و خدمت ریاست . (ناظم الاطباء): عِرافة؛ عریفی کردن . (منتهی الارب ).
عریفی . [ ع َ ] (ص نسبی ) منسوب است به عریف بن جشم . (از اللباب فی تهذیب الانساب ).
عریفی . [ ع ُ رَ ] (ص نسبی ) منسوب به عُریف که بطنی است از حضرموت، از صدف . (از اللباب فی تهذیب الانساب ).