واژه جو

عرید

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرید. [ ع َ ] (ع ص )دور. (منتهی الارب ). بعید. (اقرب الموارد). ◄ (اِ) خوی . (منتهی الارب ). دأب و عادت، گویند: هذا عریده ؛ یعنی این عادت اوست . (از اقرب الموارد).

معنی عرید | واژه جو