واژه جو

عرگوزی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرگوزی . [ ع ُرر ] (حامص مرکب ) به گوز سرگین برآوردن، چه «عر»بالضم بمعنی سرگین است . (آنندراج ) (غیاث اللغات ).

عرگوزی . [ ع َرر ] (حامص مرکب ) شور و غوغای بی محل . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). صورتی از عر وگوز و آن اشاره است به تیز دردادن خر هنگام نهیق .

معنی عرگوزی | واژه جو