واژه جو

عرکانیه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرکانیه . [ ع َ رَ نی ی َ ] (ع ص ) زن زناکار. (ناظم الاطباء). زن فاجر. (از اقرب الموارد). عَرکیّة. رجوع به عرکیة شود. ◄ زن ستبر گنده . (ناظم الاطباء). زن غلیظ و بزرگ جثه . (از اقرب الموارد). عرکیة. رجوع به عرکیة شود.

معنی عرکانیه | واژه جو