واژه جو

عروی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عروی . [ ع َرْ وا ] (اِخ )از اعلام عربی است . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ).

عروی . [ ع َرْ وا ] (اِخ ) فلاتی است در شَمام، و گویند آن آبی است ازآن ِ بنی ابی بکربن کلاب . و نیز آن را کوهی در دیار ربیعةبن عبداﷲبن کلاب وکوهی در دیار خثعم دانسته اند. (از معجم البلدان ).

معنی عروی | واژه جو