واژه جو

عرونة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرونة. [ ع َ ن َ ] (ع اِ) رعاد، که قسمی ماهی دارای الکتریسیته است . (از یادداشت مرحوم دهخدا). سمکةالرعد. رجوع به رعاد و رعد در ردیفهای خود و نیز المنجد شود.

معنی عرونة | واژه جو