واژه جو

عروفة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عروفة. [ ع َ ف َ ] (ع ص ) مرد دانا و نیک ماهر و کارشناس . (منتهی الارب ). دانا به چیزی، گویند: رجل عروف و عروفة بالامور؛ یعنی مردی که به امور دانا باشد و هرگاه کسی را یک بار دیده باشد، او را بشناسد (و تاء کلمه برای مبالغه است ). (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی عروفة | واژه جو