واژه جو

عرق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(عَ رَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- مایعی که از تقطیر جوشاندة برخی ازگیاهان مانند بیدمشک، کاسنی و... به دست می‌آید.<BR>۲- نوشابة الکل دار که از تقطیر کشمش، انگور و... به دست می‌آید.<BR>۳- مایعی مرکب از: آب، نمک، اوره و... که از غده‌های زیرپوستی ترشح می‌شود. ؛ ~ کسی را در آوردن کنایه از: کسی را خسته و فرسوده کردن.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی عرق | واژه جو