واژه جو

عرقیه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرقیه . [ ع َ رَ قی ی َ ] (اِ) دستارچه و روپاک ابریشمین . (از برهان ). رومال کوچک که به آن عرق پاک کنند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). دستارچه و روپاک ابریشمین که بدان عرق برچینند. (آنندراج ). پارچه ٔ کوچکی که بدان عرق از بدن پاک کنند. دستمال و رومال . (ناظم الاطباء) : در عرقیه قطرات عرق (؟) شبنم گل بود بروی ورق . میرخسرو (از آنندراج ).

معنی عرقیه | واژه جو