واژه جو

عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۶۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دل دشمن شادی ست و در کار غم است از عافیت آسوده و بیمار غم است بیماری دل مایه او، زردی ماست رو زردی ما بهار گلزار غم است

معنی عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۶۴ | واژه جو