واژه جو

عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۱۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عرفی که همیشه در سلامت رو داشت دیدم که عجب جای از آن بد خو داشت صذ بیشه شعله داشت در هر بن مو صد خوشه ناله بر سر هر مو داشت

معنی عرفی شیرازی | رباعیها | رباعی شماره ۱۷ | واژه جو