واژه جو

عرض شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرض شدن . [ ع َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) معروض شدن . (از آنندراج ) : گر ز صد آرزوی وصل یکی بشماری تا قیامت نشود عرض تمنای دلم . حسین ثنائی (از آنندراج ).

معنی عرض شدن | واژه جو