واژه جو

عرب سرنگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرب سرنگ . [ ع َ رَ س ُ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان اقابای بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس از محله هائی بنام کسلخه، امان قراجه، بهلکه تشکیل شده است، سکنه ٔ آن ١٢٠٠ تن . محصولات آنجا غلات، حبوب، لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).

معنی عرب سرنگ | واژه جو