واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چو یاد آرم از آن ساعت که خرم طبع بنشستم لبم پر خنده، با یاران و با احباب همزانو بر آرم آه سوز از دل، به صد زاری و پس گویم: عسی‌الایام ان یرجعن قوما کالذی کانوا

معنی عراقی | دیوان اشعار | مقطعات | شماره ۷ | واژه جو