واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عالم ز لباس شادیم عریان دید با دیده گریان و دل بریان دید هر شام، که بگذشت مرا غمگین یافت هر صبح، که خندید مرا گریان دید

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۷۷ | واژه جو