واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۶۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای کرده غمت با دل من روی به روی زلف تو کند حال دلم موی به موی اندر طلبت چو لولیان می‌گردم دور از در تو، دربدر و کوی به کوی

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۶۱ | واژه جو