واژه جو

عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۵۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در عشق ببر از همه، گر بتوانی جانا طلب کسی مکن، تا دانی تا با دگرانت سر و کاری باشد با ما سر و کارت نبود، نادانی

معنی عراقی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۵۹ | واژه جو