واژه جو

عرادات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عرادات . [ ع َرْ را ] (ع اِ) ج ِ عرادة. عراده ها. منجنیقها : و عرادات بر جوانب قلعه راست کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٣٤٢).

معنی عرادات | واژه جو