واژه جو

عجوف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عجوف . [ ع ُ ] (ع مص ) بازداشتن خود را از خوردن با وجود گرسنگی تا دیگری را بخوراند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

معنی عجوف | واژه جو