واژه جو

عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

نه یار نوازد بکرم یک روزم نه بخت که بر وصل کند پیروزم چون شمع برابر رخش گه گاهی از دور نگه می‌کنم و میسوزم

معنی عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹ | واژه جو