واژه جو

عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از شوق توام هست بر آتش خاطر بی‌وصل توام نمیشود خوش خاطر در حسرت ابرو و سر زلف خوشت پیوسته نشسته‌ام مشوش خاطر

معنی عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۳ | واژه جو