واژه جو

عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دانا ز می‌و مغانه می‌نگریزد وز چنگ و دف و چغانه می‌نگریزد یک شاهد و دو ندیم و سه جام شراب البته از این سه گانه می‌نگریزد

معنی عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۰ | واژه جو