واژه جو

عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هرکس که سر زلف تو آورد بدست از غالیه فارغ شد و از مشگ برست عاقل نکند نسبت زلفت با مشگ داند که میان این و آن فرقی هست

معنی عبید زاکانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱ | واژه جو