واژه جو

عارف عجمی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عارف عجمی . [ رِ ف ِ ع َ ج َ ] (اِخ ) فتح اﷲ عجمی ازشعرای عهد سلطان سلیمان خان عثمانی قانونی است و وقایعنگار او بوده و اشعار بسیاری درباره ٔ اسفار و محاربات وی سروده است . و از آن جمله است در مدح سلطان : همه موج حلمی و عز و علا همه چشمه ٔ علم و بذل همم . وی به سال ٩٦٩ هَ . ق . درگذشت . (ریحانة الادب ج ٢ ص ٤٧). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج ٤ ص ٣٠٣٩ شود.

معنی عارف عجمی | واژه جو