واژه جو

عادل بودن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

داد گستردن، انصاف داشتن، منصفانه عمل کردن، باانصاف بودن، به‌یک چشم نگاه کردن، به‌نظر مساوات دیدن، صادق بودن، جانب حق را گرفتن، حق را به‌حق‌دار دادن، درست قضاوت کردن، تشخیص دادن، رفرمیست بودن، اصلاح کردن، تلافی کردن

معنی عادل بودن | واژه جو